على محمدى خراسانى

437

شرح منطق مظفر (فارسى)

در خاتمه مثالهايى كه براى انسان ، منزل و شهر آورديم همه در جهت بيان محاسن و كمالات و زيبائيها بود شما مىتوانيد با مقايسه و به قرينهء مقابله ، اضداد آنها را بشناسيد كه نقص انسان به چيست ؟ به ظلم ، جهل و جبن است . نقص خانه به چيست ؟ نقص شهر به چيست و . . . چرا كه « تعرف الاشياء باضدادها . » 3 . انواع مربوط به مشاجرات مطلب سوم از مطالب باب دوم در رابطه با صنف مشاجرات است . سابقا در مطلب سيزدهم باب اوّل با معناى مشاجرات آشنا شديم مشاجره خطابه‌اى است كه مربوط به امور گذشته باشد . مثلا شخصى در گذشته بوده يا شيئى و عملى در گذشته تحقق يافته و اكنون خطيب در اطراف آن شخص يا شىء سخن مىگويد كه فلان امر چگونه و به چه كيفيتى حادث شد ؟ آيا بر وجه جميل و ممدوح واقع شد ؟ يا بر وجه مذموم و قبيح ؟ محاسن آن چيست ؟ مقابح آن كدام است ؟ و . . . مشاجره چهار شعبه دارد : 1 - شكر 2 - شكايت 3 - اعتذار 4 - ندامت و استغفار و اعتراف . امّا الشكر : شكر به معناى سپاس‌گذارى ، تشكر و قدردانى از گذشته است و آن به اينست كه خطيب محاسن ، كمالات و فضائل آن امر ماضى و گذشته را بازگو كند مثلا اگر انسان است فضائل او را بيان كند و اگر جمادى از جمادات است كمالات لايق به حال او را بازگو كند و . . . كيفيت بيان فضائل انسان ، منزل ، شهر و . . . در مبحث قبلى و راجع به منافرات بيان شد . و امّا الشكايه : شكايت يا تظلّم و دادخواهى از گذشته تنها در موردى است كه نسبت به شخص يا شيئى ظلم و جورى شده ، بناحق به چيزى يا كسى صدمه‌اى وارد شده و خطيب از شخص ظالم شكايت مىكند . حقيقت جور ، ضرر وارد كردن بر ديگرى است به نحوى كه اولا بناحق و مخالف با شرع و قانون باشد و ثانيا از روى قصد و اراده باشد نه سهو و نسيان ، خطأ و . . . منظور از شرع در اينجا خصوص احكام شرعى مصطلح نزد فقهاء نيست كه واجب و حرام الهى ، قوانين مالى ، جانى و عرضى دين اسلام باشد بلكه منظور از شرع ، مطلق قانون است . اعم از آنها كه مكتوب و مدون هستند و يا قوانين غيرمكتوب . قوانين مدونّه از قبيل احكام و شرايعى كه از طرف خداوند بر پيامبران الهى و در خاتمه بر پيامبر